X
تبلیغات
رایتل

باران

باران باش .هیچکس به باران عادت نمی کند .هروقت بیاید خیس می شوی


دیشب قرارداد مشترکمان را نگاهی دوباره انداختم،

دیدم چقدر با صبر و حوصله یکی یکی آنهمه کاری را که پذیرفته دارد انجام میدهد.

با انکه میدانسته اینور من به قراردادمان پایبند نبودم.

در خانه اش رفتم کله سحر

چیزی نگفتم ، پیدا بود  همه چیز میداند!

مثل همیشه مرا با آغوش بازش پذیرفت،

چیزی هم برویم نیاورد.

چقدر مهربان است او !  و من چقدر شرمسار و البته مصمم...


نوشته شده در شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1391ساعت 10:50 توسط رئوف| 18 نظر|

Design By : Night Melody