X
تبلیغات
رایتل

باران

باران باش .هیچکس به باران عادت نمی کند .هروقت بیاید خیس می شوی


شب ست و نقش جهان از خیالت آکنده ست
و عطر یاد تو در آسمان پراکنده ست

تنم به رعشه شبیه منار جنبان ست
درون سینه دلم مثل مرغ سرکنده ست

چرا به من کمی از صبر تو نمی بخشد
کسی که شوق تو را در دل من افکنده ست

تمام نصف جهان را پیاده پیمودم
که گفته است بیابد کسی که جوینده ست؟

غریب شهر توام بی وفا نمی پرسی
که آن مسافر سرگشته مُرد یا زنده ست!؟

مرا به آن طرف خود ببر پل خواجو
که این طرف همه از بی وفایی آکنده ست

زلال عشق تو زاینده رود نیست که باز 
دو باره خشک شود عشق، رودِ زاینده ست
*
سفر تمام شد و ماجرا تمام نشد
که عشق در دل عاشق همیشه پاینده ست.


دکتر بهروز یاسمی  -  اصفهان ١٥ آبان  ١٣٩٣

نوشته شده در جمعه 23 آبان‌ماه سال 1393ساعت 00:49 توسط رئوف| 4 نظر|

Design By : Night Melody