X
تبلیغات
رایتل

باران

باران باش .هیچکس به باران عادت نمی کند .هروقت بیاید خیس می شوی

سارای کوچک من، در باغ بی انارم

بنشین که من برایت شعری نگفته دارم

در قحطسالی عشق از من نرنج دختر

وقتی سبدسبد هیچ دست تو می سپارم

یادش بخیر سارا بعد از کلاس اول

نه میوه ای به جا ماند نه سینی انارم

چیزی نمانده جز مرگ در ذهن خشک پاییز

عمری مرا ورق زد تقویم بی بهارم

بوی لجن گرفته این لحظه های راکد

وقتی که گند میزد مرداب روزگارم

بابا،انار، باران... مشقی که خط خطی شد

این خاطرات خوش را در خاک می گذارم

بنشین عروس اول، بانوی کودکی هام

بنشین که من برایت شعری نگفته دارم


 وبلاگ شعر امروز/علی اکبرلطفی

www.lotfi61.persianblog.ir
نوشته شده در یکشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1389ساعت 12:14 توسط رئوف| 3 نظر|

Design By : Night Melody